محمد تقي جعفري

496

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

پديده هم بدون علت نمىباشد ، نهايت امر اين كه فعاليتهاى درونى و آگاهانهء انسانى به طور اكثر روى پديده ها و روابطى است كه بتواند او را به خود جلب نمايد و اما تأثير و تاثرات ظريف و غير مورد آگاهى ، غالبا بدون اين كه توجه انسان را جلب كند در درون آدمى به جريان مىافتد و كار خود را صورت مىدهد ، سپس در شرايط و مواقع مناسب همان تاثرات به جهت پيدا كردن ميان مناسب و عوامل مربوط در سطح ضمير خود آگاه نمودار مىگردد و مانند عكس العمل كارهاى مغفوله درون انسانى را به خود مشغول مىدارد . تقليل اين نوع از انقباضات هم بستگى به تحسين اخلاق و مراقبت در گفتار و كردار دارد . ه - عظمت خود روح و گنجايش نداشتن قلمرو انسان و جهان بان عظمت و تكاپويى كه روح در خود احساس مىكند و اشتياق بسيار ظريف به وصول به بىنهايت ، خواه بخواهيم يا نخواهيم و خواه با اصطلاح بافى آن را بپوشانيم و يا اعتراف كنيم ، يكى ديگر از عوامل انقباضات روانى است . اين گرفتگى در همهء آن انسانها كه از خود بيرون آمده و از كلافه شدن به گردونهء خود خواهى نجات يافته‌اند ، با كيفيتهاى مختلف بروز مىكند . براى گشودن اين گرفتگى چاره‌اى جز ارزيابى موجوديت روح و جهانى كه روح در آن زندگى مىكند و سپس تكاپو در قلمرو هستى به عنوان مقدمه‌اى براى ابديت وجود ندارد . 2 - اين كه جلال الدين مىگويد : ( ( 3734 ) ) چون كه قبضى آيدت اى راهرو آن صلاح توست آيس دل مشو همهء اقسام پنجگانه را شامل نمىگردد . زيرا بجز نوع اخير از گرفتگىها ( ه . . . ) بيمارىهايى است كه اولًا بايد بهر جهت در پيش گيرى آنها كوشش نماييم و در صورت بروز آن بهر شكل است بايد در بر طرف كردن و بر گرداندن بهبودى و گشايش روانى سعى كنيم . بلى قسم پنجم موضوع ديگرى است كه مىتواند مورد بيت جلال الدين